با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید
به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين
وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد
و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
مثل به جمله های کوتاه و هنجارساز و متلک به جنبههای کوچکنمایی و تحقیر گفته میشود. اینگونه جملات تلخیص شده یک گفتوگوی بلند است که توسط پیشینیان برای سریع الفهم بودن بهصورت گزیدهگویی تبدیل شدهاند.
(برخی از این مثل ها ممکن است بعنوان کنایه نیز مورد استفاده قرار گیرند).
آغیز
اسؤزو آغیزدا پیشیر سونرا ائشییه چیخارد یا دئ.
اولاد تورش آلچادیر٬ گؤره نین آغزی سولانیر٬ یئیه نین آغزی قاماشیر.
بایاتیلار. تاپماجالار.مثللر.کنایه لر به صورت ابتکاری با عناوین اختصاصی و اشتراکی تفکیک و برای مشاعره و مقابله و حفظ و نگهداری تدوین گردیده و در کتاب جدید دیزج خلیل نیز ثبت شده اند. برای بهره برداری عامه به نوبت در وبلاک نیز منتشر می گردد. امید است اثر گزار باشند
بایاتی های زیر در جداول بالا نیامده و علت نیز استفاده از چند عضو بدن در هر بایاتی می باشد.در بایاتی های هر عضو به شماره بایاتی این جدول مشترک در بند ملاحظات اشاره شده است
اتوروبسان داش اوسته*چال پاپاغین قاش اوسته*سن هاچان گوُز قاش ایله دین*من دئمه دیم باش اوسته.
استکانین بولولدان*ایسترم جان-دیلدن*گتیر جناق چکیشک* سن دوداقدان من دیلدن.
اشتراک کلمه قاش با سایر اعضا (173-162-155-151-145-142-140-139-138-126-116_115-113-110-104-103-99-93-91-86-84-74-64-60-59-54-52-50-49-47-44-40-36-32-31-29—28-16-13-9-8-1) جمع آوری و تدوین کرم زاده دیزجی
برخی ازنسخههای دستنویس شاهنامه قبل از قرن 11 قمری برداشت از گردآوری ایرج افشار(کتاب شناسی فردوسی و شاهنامه. مرکزنشر میراث مکتوب.)
نسخهٔ فلورانس
کهنترین دستنویس تاریخدار شناختهشده از شاهنامه به دویست سال پس از سرایش این اثر و به تاریخ سهشنبه سیام محرم سال ۶۱۴ ه.ق (۱۲۱۷ میلادی) بازمیگردد و در کتابخانهٔ ملی فلورانس نگهداری میشود جلد دوم این کتاب دردسترس نیست.
نسخهٔ موزهٔ بریتانیا
این نسخه در سال ۶۷۵ قمری (۱۲۷۶–۱۲۷۷ میلادی) نوشته شدهاست و در موزه بریتانیا نگهداری میشود.[۱۳۴]
نسخهٔ کتابخانهٔ موزهٔ ملی قاهره
به تاریخ ۷۴۱ هجری و نیز نسخهٔ ۷۹۶ هجری که این دو دستنویس معتبر و کامل و تاریخدار میباشند.[۱۳۵]
کساني که ايمان آوردند مي جنگند در راه خدا و کساني که کافر شدند مي جنگند در راه طاغوت پس بجنگيد با دوستان شيطان همانا حيله ي شيطان ضعيف است.
به خدمت شريف پدر بزرگوارم و مادر مهربانم و برادران و خواهرانم و امت شهيدپرور ايران بخصوص ديزج خليل تقديم گردد.
اولاً سلام گرم مرا اميدوارم که بپذيريد، ثانياً اميدوارم که هميشه سالم و پيروز باشيد و سلامتي همه ي اهل خانواده ام و امت شهيدپرور ايران و مستضعفان جهان را از درگاه خداوندي خواستارم. باري پدر مهربان و مادر ارجمندم من اگر در اين راه شهيد شدم که راه في سبيل الله است، افتخاري است از طرف خداوند و درجه اي است از جانب خداوندي که به شما تقديم گشته است. اين راهي که شهدا از صدر اسلام تاکنون رفته اند و مي روند راه الله است و اين خون شهدا درخت تنومند اسلام را آبياري مي کند و نگذاشته اند که اين درخت خشک شود که خداوند خودش در قرآن گفته که اينها اولياي الله هستند. پس هر کس که در اين راه رفت به آن گريه نمي خواهد. در اينجا بايد تبريک بگوييد. بعد از ما بر شما واجب است که پيام خونمان را پايمال نکنيد و پيام خونمان اين است که از اسلام جدا نشويد و از خداوند بخواهيد که تا انقلاب حضرت مهدي (عج) نائبش يعني حضرت امام خميني را حفظ کند و گوش به فرمانش باشيد چون راهش راه جدش امام حسين (ع) است و سعادت دنيا و آخرت شماها را مي خواهد. همچنين پيام خون شهدا اين است که شعار نه شرقي و نه غربي جمهوري اسلامي را در عمل پياده کنيد از راه الله که راه شهيدان است جدا نشويد که فقط در اين راه فتح و نصرت است که خدا مي فرمايد: "نصرو مِنَ الله وَ فَتحُ قريب، يعني فتح و پيروزي نيروهاي الله نزديک است" پس اين راه گم نکنيد و اين راه است که راه پيامبران الهي و امامانمان بودند. پس بکوشيد در اين راه که راه اسلام عزيز است. اي مردم عزيز و مسلمان ديزج خليل خدا يار و پناهتان باشد و اين شعار را از ياد نبريد؛ خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار.
و اي پدر مهربانم و مادر شهيدپرورم اميدوارم که مرا ببخشيد و حلال کنيد و وصيت من اين است که اگر من شهيد شدم شيريني بخوريد و به همديگر تبريک بگوييد و از خدا بخواهيد اماممان را طول عمر بدهد و بر مردم شريف يک حرف دارم آن اين است که آنهايي که دم از خلق در شعار مي زنند در عمل خلق را مي کشند، از جامعه آنها را ترد کنند و هم آنهايي که از کمبود روغن تائيد و لوازم ديگر ناراضي هستند با مشت محکم بر دهن اين گونه آدمها بزنيد چون که اگر بياييد اينجا جوابشان را مي فهميد که درست گفته ام و از خدا مي خواهم که مسلمين را ياري بفرماييد.
برادر بزرگوارم زياد به تو اذيت داده ام اميدوارم که مرا ببخشيد و از خدا مي خواهم که در کارهايتان موفق باشيد و راه زندگيت خدايي باشد. رضا جان سلام دارم و اميدوارم پيام خون شهداي اسلام را به مردم برسانيد و هميشه سربلند و پيروز باشيد. خواهر ليل سلام، اميدوارم که حالت خوب باشد و اميد آن را دارم که پيام خونمان را به آن بچه هاي معصوم و کوچک برسانيد و آنها را به اسلام عزيز جذب نماييد. خواهرم اکرم سلام، سلام مرا از دور بپذير. بعد از ما مسئوليت شماها زياد مي شود و اميدوارم که اسلام را تبليغ کنيد و همچنين نگذاريد مادرمان ناراحت شود و از قول من از ماهپاره باجي عذر بخواهيد و سلام برسانيد. اميدوارم که مرا حلال کند و اميدوارم تمام فاميلها و مخصوصاً عمه هايم و زندايي هايم حلال کنند.
درود بر نائب امام زمان (عج) يعني خميني روح خدا والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته 1360/07/26
شهید علی مطلبیان در سال 1340 در محله دیزج از توابع شهرستان شبستر دیده به جهان گشود . وی در تاریخ 1361/04/22 در عملیات رمضان به درجه شهادت نایل گشت و تا کنون از پیکر پاکش خبری نیست
منبع : مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان آذربایجان شرقی
توجه:اطلاعات ارایه شده زیرصرفاً گپی از سایت های اینترنتی است
شهید محمود رشدی دیزجی
فرزند باقر
متولد 1341
شهادت 9/2/61
محل شهادت تهران
محمود رشدی دیزجی در بیست و پنجم آبان ماه هزار و سیصد و سی و نه به دنیا آمد. وی دارای تحصیلات متوسطه و عکاس بود.محمود مجرد، و در تهران سکونت داشت.وی سرانجام در نهم خرداد ماه هزار و سیصد و شصت و یک در خیابان لاله زار تهران توسط عناصر تروریستی سازمان مجاهدین خلق مورد سوء قصد واقع شد و جان سپرد.
توجه:اطلاعات ارایه شده زیرصرفاً گپی از سایت های اینترنتی است.
نــام :نورالدین
نـام خـانوادگـی :غربی دیزجی
نـام پـدر :میرعلی
تـاریخ تـولـد :۱۳۴۰/۱۲/۱۱
تاریخ شهادت : 1360/06/07
شـغل :سرباز
دسـته اعـزامـی: ارتش
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
تـحصیـلات :دیپلم
شهید نور الدین غربی دیزجی در سال 1340 در تبریز به دنیا آمد و پس از مدتی به همراه خانواده به تهران آمدو تحصیلات خود را تا مقطع دوم راهنمایی ادامه داد و بعد از آن برای کمک به تأمین معاش خانواده به کارگری مشغول شد. با شروع جنگ به خدمت سربازی رفت و پس از گذراندن دوره آموزشی به جبهه رفت و سرانجام در منطقه دارخوین در سال 1360 بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید و به سوی جایگاه ابدی خود پرواز کرد.
این وبساید اولین پایه گذار اولین جشنواره فرهنگی-اقتصادی نوروزی ، پایه گذارانتشار اولین یادنامه نویسی رسمی ، پایه گذار اجرای اولین سالگرد مجازی تلگرامی در سطح شهرستان شبستر می باشد و بدان می بالد
اولین کتاب مستند به اسناد ملی و محلی بنام دیزج خلیل ، اولین کتاب در مورد چوپان ها، اولین کتاب تحقیقی مرتبط با امنیت در شاهنامه توسط مذیر این کانال تحقیق، تدوین ، چاپ و توزیع شده است.
دیدار از دیزج خلیل و بهره مندی از آثار باستانی، تاریخی، فضای زیبای کاریزها و باغات مشوق شما خواهند بود برای دیدار دیگر
توجه:اطلاعات ارایه شده زیرصرفاً گپی از سایت های اینترنتی است.
نــام :نورالدین
نـام خـانوادگـی :غربی دیزجی
نـام پـدر :میرعلی
تـاریخ تـولـد :۱۳۴۰/۱۲/۱۱
تاریخ شهادت : 1360/06/07
شـغل :سرباز
دسـته اعـزامـی: ارتش
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
تـحصیـلات :دیپلم
شهید نور الدین غربی دیزجی در سال 1340 در تبریز به دنیا آمد و پس از مدتی به همراه خانواده به تهران آمدو تحصیلات خود را تا مقطع دوم راهنمایی ادامه داد و بعد از آن برای کمک به تأمین معاش خانواده به کارگری مشغول شد. با شروع جنگ به خدمت سربازی رفت و پس از گذراندن دوره آموزشی به جبهه رفت و سرانجام در منطقه دارخوین در سال 1360 بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید و به سوی جایگاه ابدی خود پرواز کرد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
(((((از بستگان و دوستان و دوستداران این شهید بزرگوار درخواست می گردد به منظور تدوین کتابی با نام و یاد شهدای دیزج خلیل اطلاعات خود را به پی وی یکی از مدیران کانال سیمای دیزج خلیل ارسال یا شماره تماس جهت کسب اطلاعات تکمیلی ارایه فرمایند
همچنین از کسانی که به تدوین کتاب در مورد شهدای دیزج خلیل مشغولندو قلمی بدست گرفته اند درخواست می شود خود را معرفی فرمایند تا همین اصلاعات به صورت یکپارچه در اختیارشان داده شود))).
توجه:اطلاعات ارایه شده زیرصرفاً گپی از سایت های اینترنتی است.
نام شهید : ولی
نام خانوادگی : شکوری
نام پدر : مهدیقلی
تاریخ تولد : 1342/2/1
محل تولد : آذربایجان شرقی - شبستر - شبستر
تاریخ شهادت : 1363/5/17
محل شهادت : سردشت
بسمه تعالی
از گلگون کفنان 8 سال دفاع مقدس شهید ولی شکوری فرزند مهدی قلی که از رزمندگانی دلاور تیپ لشکر 16 زرهی قزوین بود که درعملیات غرب کشور در منطقه سومار و درحال نبرد با دزخیمان بعثی عراق بعلت درگیری با ضد انقلاب جان شیرین خود را هدیه معبود خود نمود و شربت شیرین شهادت را نوشید شهید همیشه متعقد بود اسلام تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت است و لذا سفارش داشد که تا آخرین قطره خون باید از آن دفاع نمود و در طول مدتهای طولانی و عملیاتهای مختلف درجبهه های نبرد اعتقاد خود را به اثبات رسانده بود تا اینکه درتاریخ 1363/05/17 پیمان خود با خدا را با خونش امضاء نمود و بدور از خانواده اش درهمان منطقه بدرود حیات گفت و هم اکنون مزار شریفش در شهر شبستر میباشد مبارک باد این شهادت بروی و خانواده مکرمش
(((((از بستگان و دوستان و دوستداران این شهید بزرگوار درخواست می گردد به منظور تدوین کتابی با نام و یاد شهدای دیزج خلیل اطلاعات خود را به پی وی یکی از مدیران کانال سیمای دیزج خلیل ارسال یا شماره تماس جهت کسب اطلاعات تکمیلی ارایه فرمایند
همچنین از کسانی که به تدوین کتاب در مورد شهدای دیزج خلیل مشغولندو قلمی بدست گرفته اند درخواست می شود خود را معرفی فرمایند تا همین اصلاعات به صورت یکپارچه در اختیارشان داده شود))).
توجه:اطلاعات ارایه شده زیرصرفاً گپی از سایت های اینترنتی است.
شهید یوسف افلاک
نام پدر: عبدالعلی
تاریخ تولد :1349/01/15 تاریخ شهادت 1369/02/28
محل شهادت : سومار:
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید یوسف افالکی در بهار سال 1349 در یک خانواده ی روستایی به دینا امد اوفرزند سوم خانواده بود اواز همان کودکی عاشق خانواده خود بود وتا توان داشت به خانواده ی خود درکارها کمک می کرد اودوره ی ابتدائی را درمدرسه ی ابتدائی دیزج خلیل شروع ودرهمان جابه پایان رساند اوبه خاطر کمک به خانواده دیگر ادامه تحصیل نداد وهم پای پدرخانواده به کا روتلاش برا ی معاش خانواده مشغول شداو نسبت به دیگران وخانواده ی خود بسیار مهر بان ودلسو ز بود
وقتی که به سن جوانی رسید مانند دیگر جوانان به خدمت سربازی رفت واودروان آموزش خودر ا درپادگان عجب شیر گذراند وبعد به منطقه ی جنگی صالح اباد ایلام منتقل شد اودر خدمت سرباز ی هم به فکر خانواده ی خود بود وهمیشه وقتی که به مرخصی میآمد به جای استراحت با ز هم کمک به پدرو مادر خود می کرد سرانجام در بیست و هشتم اردیبهشت ماه سال هزارو سیصدو شصت و نه در منطقه ی عملیاتی سومار به درجه ی رفیع شهادت نائل شد واو را در دیزج به خاک سپردند از اول کودکی فردی بسیار زیرک وباهوش درحین تحصیل با توجه به اینکه پدرش یک فرد زحمتکش روستائی درامر کشاورزی مشغول بوده اند هیمشه برای پدرومادرش یارو یاور بود در زندگی لحظه ای از اطاعت انها غافل نبودوهمیشه از کودکی که پدرش اهل منبر و مسجد بود جهت خواندن نماز با پدرش به مسجد می رفت وهمیشه سعی میکردنماز را د رهمان وقت بخواند عاشق امام وانقلاب بود همیشه در زندگی اهنمودهای امام راحل را سرمشق قرارمی داد یک فرد مومن واز تبارحسین (ع)بود درمراسمات عمومی عزاداری ایام ها ی مختلف همیشه حضور فعال داشته ودرایام محرم نقش اساسی درعزادرای امام حسین می نمود وهمیشه سعی میکرد همه را به ان راه دعوت نماید وهمیشه میگفت ماهرچه داریم از این امام حسین و کربلا داریم واگر از خدمت جان سالم پیدا کنم حتما مادرم را به زیارت کربلا خواهم برد کربلا ورد زبان او بود وراضی نمی شد هیچ کس ازدست او خدای نکرده ناراحت بشود خصوصییات خاصی داشت گویا اینکه ایشان از انتخاب شدگان بوده که به سوی خودش دعوت نمود.در موقع شهادت ایشان رویت چهره خاصی درجلوه او ظهور کرده بود( منبع): پایگاه اطلاع رسانی شهدای ارتش
(((((از بستگان و دوستان و دوستداران این شهید بزرگوار درخواست می گردد به منظور تدوین کتابی با نام و یاد شهدای دیزج خلیل اطلاعات خود را به پی وی یکی از مدیران کانال سیمای دیزج خلیل ارسال یا شماره تماس جهت کسب اطلاعات تکمیلی ارایه فرمایند
همچنین از کسانی که به تدوین کتاب در مورد شهدای دیزج خلیل مشغولندو قلمی بدست گرفته اند درخواست می شود خود را معرفی فرمایند تا همین اصلاعات به صورت یکپارچه در اختیارشان داده شود